بازم عکس
نفس در 18 روزگی
بعد از نذری حلیم بابا حمید خسته بودم خوابیدم خوووب

نفس در 23 روزگی

نفس در سی و یک روزگی

نفس در سی و هفت روزگی

نفس در 44 روزگی

نفس در 50 روزگی

نفس در 64 روزگی


نفس در 67 روزگی

نفس در 70 روزگی


نفس در 75 روزگی
اینجا برای اولین بار شیشمو با دستم گرفتم ازین به بعدم همشششش دستمو میذارم رو شیشمو ی فشار میدم از دهنم شیشه میاد بیرون بعدشم گریه میکنم و خلاصه موقع شیر خوردن کلــــــــــــــــــــــــی اذیت میکنم و بهم خوش میگذره

نفس در 85 روزگی
اینجا هم دارم به مامانم میگم یه کوووووچولو دیگه شیر بهم بدهههه

نفس در 88 روزگی
اینجا با مامان و بابام و خانواده ی بابام اومدیم شمال


نفس در 90 روزگی

نفس در 93 روزگی


نفس در 94 روزگی
اینم اون یکی پستونکمه مامانم داشت پستونک صورتیمو میجوشوند من گریه کردم مجبور شد این پستونکرو بهم بده ولی اصلا به درد نمیخوره تو دهنم واینمیسته

نفس در 97 روزگی





بازم عکس
