نفسنفس، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 21 روز سن داره

نفس و مامان و بابا

عروسیه دایی علی

1392/6/31 13:03
نویسنده : مامان نفس
249 بازدید
اشتراک گذاری

سلام شیطونه مامان

دوشنبه هفته ی پیش یعنی 25 شهریور عروسیه دایی علی بود منم که از 3 شب قبل کلی استرس داشتم الهی بمیرم که شبه آخر تو هم با من استرس داشتی و تا صب هر چقدر که دلت خواست تکون خوردی و لگد زدی و گوله شدی فک کنم استرسم رو تو هم تاثیر گذاشته بود, عروسی خیلی خوش گذشت عزیزم کاش تو هم بوی و یه کم واسه دایی علی قر میدادی ماچ

صبه عروسی دایی علی و زندایی بهاره و سارا و زندایی منصوره اومدن دنبالمون رفتیم آرایشگاه گلها و یکی یکی میرفتیم واسه حاضر شدن واااااااااای زندایی بهاره مثله ماه شده بود انقد ناااااااز شده بود از همه ی عروسایه انروز که فک کنم 35 نفر بودن خوشگل تر شده بود همه میگفتن اون عروسه که موهاشو فر کرده خیلی خوشگل شده 

من و مامان جون و زندایی منصوره هم خوب شده بودیم ساعت 4 بود رفتیم خونه مامان جون اینا ساعت 6 هم رفتیم تالار و من کلییییییییییی به خدمه ی تالار توپیدم و دعوا کردم خخخخخخ به قوله باباجون دخترش نظامیه نیشخند

خداروشکر عروسی به خوشی ساعت 11 تموم شد و فرداشم پاتختی بود که خیل بهتر از عروسی بود چون تو پاتختی کلی رقصیدیم و شما هم با مامان تو شکمم میرقصیدی فدایه دست و پایه تپلت 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)