مسافرت به خوانسار
سلام دختره قشنگم امروز بعده حدودا یه ماه اومدم تا کلی وبلاگتو آپدیت کنم
بالاخره به خاطره دله بابایی که کلی خسته شده بود واسه عید فطر رفتیم مسافرت خوانسار رفتیم پیش بابا بزرگ جون و مامان بزرگ جون و کلی بهمون خوش گذشت برگشتنه تو خیلی اذیت شدی و همش لگد میزدی بمیرم الهی واست جات خیلی بد بود بابا هم خیلی نگرانت بود و کلی هم پشیمون بود که کاش نمیومدیم نفس اذیت شده خلاصه بابایی خیلی دلش واسه دختره نازش میسوخت و هی غصه میخورد.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مسافرت به خوانسار
